آلبوم موسیقی اتاق گوشواره – دنگ شو

1,100,000 

شناسه محصول: 48729 دسته:

توضیحات

موسیقی‌ گروه دنگ شو نگاهی‌ تازه به نغمه‌های بومیِ شرقی‌ و به خصوص خاور میانه دارد. ساز‌هایِ اصلی‌ِ گروه سکسفن، پیانو، تنبک، کنتر بس، درامز هستند که با آواز و ساز‌های دیگر نیز همراهی می‌‌شوند. دنگ شو در سال 2007 به صورتِ رسمی‌ با اجرا در تهران فعالیت خود را آغاز کرد. از همان ابتدا مورد توجه شنوندگان و مطبوعات قرار گرفت . در سال 2008 با اجرا برای پادشاه تایلند به مناسبت سالِ جهانی‌ مولانا از طرف یونسکو ، دامنه کار خود را به بیرون از ایران گسترش داد. در ادامه این راه در فستیوال زمستانی سارایوو و در جشن دوسالانه موزه‌ لکما در ایالت کالیفرنیا حضور موفق داشت. در سال 2010 با انتشار آلبوم "شیراز چل ساله" توانست در میان پر فروش‌ترین‌های موسیقی‌ آوانگارد و فری جزّ در سایت‌هایی‌ چون آمازون و سی‌دی بیبی قرار بگیرد و "top best seller" در ماه سپتامبر 2010 باشد .این موفقیت باعث شد که پیشنهاد‌های برگزاری تور در آمریکا و انگلیس از طرفِ برگزار کنندگان ارائه شود و در نهایت در سال 2010 و 2011 اجراها ی موفقی‌ در شهر‌های مختلف این کشور‌ها داشته باشد. در سال 2012 دنگ شو به ایران بازگشت و به دلیل نداشتن اجازه کنسرت در ایران به ساخت موسیقی‌ برای فیلم و سریال پرداخت. هرچند در سال‌های 2012 و 2013 توانست با پشتوانه ی طرفدارانش بیش از 75 اجرای موفق ولی‌ بدون تبلیغات در شهر‌های بزرگ ایران از جمله تهران برگزار کند.آلبوم "اتاق گوشواره " در تابستان 2014 کامل شد و شاید بتواند اولین انتشار رسمی آثار دنگ شو در ایران باشد.

خلاصه ترانه سرایان: مولوی، سعدی، عارف قزوینی، فریدون مشیری، سیمین بهبانی، مازیار عبایی، امیر چمنی
نوازندگان نی: اسحاق چگینی – در قطعه ی ماهی ها
سه تار: نیما عظیمی نژاد – در قطعه ی حلوا
ساز دهنی: مانی مزکی – در قطعه ی دلبند
ویولن: امین غفاری
ویولا: نیما حسینی
ویولن سل: ماکان خوی نژاد، آتنا اشتیاقی – در قطعه ی ماهی ها
نام خواننده و صاحب اثر سعید آتانی، علی زندوکیلی
ناشر آوای باربد
فرمت Audio Disc
سال تولید 1393
تعداد دیسک یک
نوع بسته بندی شیشه
مرجع صادر کننده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
شماره پروانه یا مجوز 93-840 3
نام قطعه 1 دنگ شو
مدت زمان قطعه 1 03:44
متن ترانه قطعه 1 نبود چنون مَه در جهان ای دل همینجا
از جنگ می‌ترسانیم؟ گر جنگ شد گو جنگ شو
در عشق جانان جان بده بی عشق نگشاید گره
ای روح اینجا مست شو ای عقل اینجا دنگ شو
گریه‌ها کردم درو شاید نبندی
گریه‌ها کردم درو شاید نبندی
قصه ها گفتم کمی شاید بخندی
گریه‌ها قصه‌ها
خاطراتم لای در له شد
دل لای در له شد
دل لای در له شد
دل لای در
دنگ شو
گه بر لبت لب می‌نهد گه بر کنارت می‌نهد
چون این کُنَد رو نای شو، چون آن کند رو چنگ شو
در دام او افتاده ای خود تو ز عشقش زاده‌ای
زین بت رهایی نیستت خواهی به صد فرسنگ شو
ای روح اینجا مست شو ای عقل اینجا دنگ شو
گریه ها کردم درو شاید نبندی
قصه ها گفتم کمی شاید بخندی
خاطراتم از همین سی سال و اندی
گریه‌ها قصه‌ها خاطراتم لای در له شد
دل لای در له شد
دل لای در له شد
دل لای در له شد
دست لای در له شد
پا لای در له شد
دل لای در له شد
دل لای در
نبود چنون مَه در جهان ای دل همینجا
دنگ شو
از جنگ می ترسانیم؟ گر جنگ شد گو
جنگ شو
در عشق جانان جان بده بی عشق نگشاید گره
ای روح اینجا مست شو ای عقل اینجا
نام قطعه 2 یار بیگانه نواز
مدت زمان قطعه 2 04:25
متن ترانه قطعه 2 یار بیگانه نوازم شرح عشق جانگدازم
قصه‌ای از سوز وسازم باتو می‌گویم امشب
تا که چشمم را گشودم شمع شب‌های تو بودم
شعله زد بر تار و پودم آه جانسوزم بر لب
تو ندانی که چه کردی به من و دل من به خدا
چه غمت از من بی دل تو کجا من خسته کجا
رهگذاره بی نصیبی بی قراری بی شکیبی
تا سحر گه ناله سر کرده نیمه شب‌ها در سیاهی
بی نصیبی بی پناهی از سر کویَت گذر کرده
یار بیگانه نوازم
شرح عشق جانگدازم
قصه‌ای از سوز وسازم
باتو می‌گویم امشب
تا که چشمم را گشودم
شمع شب‌های تو بودم
شعله زد بر تار و پودم
آه جانسوزم بر لب
به که گویم چه بجویم که چه کرده غم تو به ما
تو کجایی چه نوایی که کسی نشنیده تو را
نیمه شب‌ها در خیابان عاشقی در زیر باران
می‌نوازد موی یه مهتاب یاد یارم در میان
رنگ آواز قناری لغزش آرام من در خواب
نام قطعه 3 حلوا
مدت زمان قطعه 3 03:51
متن ترانه قطعه 3 ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟
ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟
ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟
بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پُرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟
گر من بمیرم در غمت خونم بُتا بر گردنت
فردا بگیرد دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟
بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پُرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟
ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟
من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو جانم چرا رنجیده‌ای؟
گر من بمیرم در غمت خونم بُتا بر گردنت
فردا بگیرد دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟
بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پُرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟
ای یار خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟
گر من بمیرم در غمت خونم بُتا بر گردنت
فردا بگیرد دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟
ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟
من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو جانم چرا رنجیده‌ای؟
ای یار خوش بالای من ای دلبر رعنای من
لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟
گر من بمیرم در غمت خونم بُتا بر گردنت
فردا بگیرد دامنت از من چرا رنجیده‌ای؟
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟
ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟
من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو جانم چرا رنجیده‌ای؟
نام قطعه 4 بی خوابی
مدت زمان قطعه 4 05:48
متن ترانه قطعه 4 نیمه شب‌ها در خیابان
عاشقی در خیابان
می‌نوازد مویه‌ی مهتاب
یاد یارم در میان و
رنگ آواز بنان و
لغزش آرام من
در خواب
پشت هر ثانیه آوای نامت آوازه منه
یاد بودنت آروم جون و همراهه تنه
روی رفتن دوری کردنت تاب از دلم برد
هی داد از سفر ای داد از دلت هر لحظه‌ام مُرد
ببار
باران ببار
یادم
یارم بیار
الا یا ایها الساقی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
در این تاریک پُر تکرار بی تو
نمانده عاشقی شعری صدایی
پشت هر ثانیه آوای نامت آوازه منه
ای که بودنت آروم جون و همراهه تنه
راهی می‌شورم دور از تو بودن تاب از دلم برد
پایان تو باشی باید نترسیم دل به طوفان سپرد
ببار
باران ببار
یادم
یارم بیار
من از دیوار بی پایان گریزانم
من از تکرار پی در پی پشیمانم
در این شهر چراغانی بی شب
من از تاریکی شب‌ها پریشانم
نام قطعه 5 آبان، کاشی 16
مدت زمان قطعه 5 04:11
متن ترانه قطعه 5 روز با تو، شب به یادت
قصه با اسم تو قصه است
دل یکی بود و نبوده
به همیشه‌ی تو بسته است
عقل با تو، دل به یادت
خونه با نور تو خونه است
روز از نور تو روز
نور اولین نشونه است
دل یکی بود و نبود
حال دل بی تو چگونه است
من گذشتم از گذشته
واسه فردا بی قرارم
جز صدا کردن اسمت
اینجا چاره ای ندارم
اسم تو راه فرار
اسم تو خود قرار
روز من بی تو و اسمت
شب تاره شب تاره
روز با تو، شب به یادت
قصه با اسم تو قصه است
دل یکی بود و نبوده
به همیشه‌ی تو بسته است
برگ‌ها در دست باده
درد از تو یادگاره
برگ و درد و ناله‌ی باد
تو رو یاد من میاره
دل یکی بود و نبوده
آه اگه بارون بباره
باز باران با ترانه
عکس تو آرام خانه
عاشقی تو، راست گفتی
راست گفتم، عاشقانه
عکس تو راه فرار
عکس تو خود قرار
بی تو و تکرار عکست
شب تاره شب تاره
روز با تو، شب به یادت
قصه با اسم تو قصه است
دل یکی بود و نبود
به همیشه‌ی تو بسته است
نام قطعه 6 ماهی ها
مدت زمان قطعه 6 05:27
متن ترانه قطعه 6 ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
ماهی جانم بمیرد گر نباشی یک زمان
ماهیان را عشق نبود یک زمان بیرون آب
عاشقان را روح نبود گر نباشی یارشان
عاشقان را روح نبود گر نباشی یارشان
گئتمه گئتمه گَل گوزل یار
گئتمه گئتمه گَل گوزل
گئتمه گئتمه گَل گوزل یار
گئتمه گئتمه گَل گوزل
جان ماهی آب باشد صبر بی‌جان چون بود
چونک بی‌جان عشق نبود چون بود بی‌جان جان
بر دهان من به دست خویش بنهادی قدح
تا ز سرمستی ندانم من قدح را از دهان
تا ز سرمستی ندانم من قدح را از دهان
گئتمه گئتمه گَل گوزل یار
گئتمه گئتمه گَل گوزل
گئتمه گئتمه گَل گوزل یار
گئتمه گئتمه گَل گوزل
ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
ماهی جانم بمیرد گر نباشی یک زمان
ماهیان را عشق نبود یک زمان بیرون آب
عاشقان را روح نبود گر نباشی یارشان
عاشقان را روح نبود گر نباشی یارشان
دارم هوای عاشقی، ای یار زودا بیا
دارم هوای عاشقی، ای یار زودا بیا
گئتمه گئتمه گَل گوزل یار
گئتمه گئتمه گَل گوزل
گئتمه گئتمه گَل گوزل یار
گئتمه گئتمه گَل گوزل
نام قطعه 7 دل بند
مدت زمان قطعه 7 03:10
متن ترانه قطعه 7 دلبند و دلخواهی چه شیرین سخنی
نمی‌کنم باور که مهمان منی
نمی‌کنم باور که با خنده‌ی خود
سکوت سنگین را چنین میشکنی
قدم نهادی در خانه‌ی من
شد از تو روشن کاشانه‌ی من
سبو بیفکن پیاله بشکن که باده مستی ندهد
خوشا به حالی که خود مجالی به می پرستی ندهد
تو نور چشمان منی برد و چشمم قدمت
نرو از این خانه نرو تا نمیرم ز غمت
به کنارم تو بمان به شام تارم تو بمان
تو بمان با من عاشق که به سر
همه سودای تو دارم تو بمان
تو بمان با من عاشق که به سر
همه سودای تو دارم تو بمان
دلبند و دلخواهی چه شیرین سخنی
نمیکنم باور که مهمان منی
نمیکنم باور که با خنده‌ی خود
سکوت سنگین را چنین می‌شکنی
قدم نهادی در خانه‌ی من
شد از تو روشن کاشانه‌ی من
سبو بیفکن پیاله بشکن که باده مستی ندهد
خوشا به حالی که خود مجالی به می پرستی ندهد
نام قطعه 8 سیاهی
مدت زمان قطعه 8 04:22
متن ترانه قطعه 8 ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی، خال سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد
شرحت کسی نداند، وصفت کسی نخواند
همچون تو ماه سیما، در بحر و بر نباشد
سعدی به هیچ معنی، چشم از تو برنگیرد
تا از نظر چه خیزد، کاندر نظر نباشد
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
نام قطعه 9 The End
مدت زمان قطعه 9 04:31
متن ترانه قطعه 9 در عشق جانان جان بده بی عشق نگشاید گره
ای روح اینجا مست شو ای عقل اینجا دنگ شو
همه اندیشه‌ام اندیشه فرداست
تو را از دور می‌بینم که می‌آیی
تو را از دور می‌بینم که می‌آیی
که می‌آیی
تو را از دور می‌بینم که می‌خندی و می‌آیی